پرت کردن میان گرگها یکی از شیوه هایی بود که سازمان اطلاعاتی و امنیتی شوروی (KGB) برای از بین بردن روشنفکران، نویسندگان و آزادیخواهان آن کشور اختراع کرد؛
در این شیوه هیچ نیازی به احضار و دستگیری و بازجویی و شکنجه و زندان و کشتن روشنفکران و اهل قلم نبود؛ بلکه به شکلی غیر مستقیم و نامریی، در زندگی آنها رخنه می کردند و برایشان گرفتاری ها و مشکلات و سختیها، بن بستها، یاسها، نا امیدیها؛ بدبختیهای شدید و پی در پی مالی، شخصی و شغلی، روحی و روانی و عاطفی و خانوادگی می ساختند و دشمنان شخصی و شاکیهای خصوصی میتراشیدند . . .
در چنان شرایطی، فرد مورد نظر بقدری در میان مشکلات و بیچارگی هایش محاصره میشد که دیگر کاری به کار حکومت، شعر، سیاست، فرهنگ، ادبیات، هنر و هرآنچه در جامعه می گذشت نداشت و آنچنان زیر بار رنج ها و مصیبت های فردی و خانوادگی اش قرار میگرفت که نهایتا یا دیوانه میشد، یا خودکشی میکرد، یا فرار میکرد، و یا افسرده و روانپریش میشد و گوشه نشین می گشت؛ بهرحال به یک طریقی له میشد و از بین میرفت . . .
در سازمان KGB به این مشکلات و بدبختی های شخصی می گفتند "گرگها" ؛ گرگ هایی که هر انسان شریف و روشنفکر و اهل قلمی را از دنیای گفتن و نوشتن و تفکر و اندیشه به جهنمی از فقر و بیکاری و ناامیدی و فلاکت و تنهایی و روانپریشی و راهروهای دادگاه های عمومی و طلبکارهای بی رحم و عشقهای شکست خورده و شاکیان وقیح و رذل شخصی و تحقیرهای مدام میکشاندند،
و نهایتاً او را محاصرهی خود گرفته و تکه پاره می کردند؛ شیوه "پرت کردن میان گرگها" بقدری کارایی داشت و با چنان دقت و سرعتی جواب میداد که سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی کشورها نیز آنرا بکار گرفتند و همچنان با علاقه ی بسیار بکار می گیرند.
پرت کردن میان گرگها، یعنی حذف کردن و سربه نیست کردن روشنفکران و آزادیخواهان و دیگر نویسندگان و اذهان پرسشگر و وجدان های بیدار و مردان شریف جامعه، بی هیچ زحمت و هزینه و دردسر.

برچسب:
نویسنده: آرتین طباطبایی